الشيخ المنتظري
41
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
چند نمونه از لغزشها و عذرخواهى هاى عمر ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه مواردى از لغزشها و عذرخواهى هاى عمر را نقل مىكند . از جمله اين كه وقتى پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) از دنيا رفت عمر راه افتاد و به مردم مى گفت پيغمبر نمرده است ، بلكه همچون موسى بن عمران كه از قومش غايب شد و به كوه رفت و برگشت پيغمبر هم غايب شده و برمى گردد ! بعد ابوبكر آمد و گفت مردم ! پيغمبرخدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) از دنيا رفته ، مگر اين آيه قرآن را نخوانده ايد : ( أَفَاِنْ مات أو قُتِلَ انقلبتم على أعقابكم ) ( 1 ) آيا اگر پيغمبر بميرد يا كشته شود شما از دين برمى گرديد ؟ وقتى ابوبكر اين آيه را خواند هم عمر و هم گروهى گفتند : انگار مردم اين آيه را تا به حال نشنيده بودند . در آنجا بود كه عمر گفت : دانستم كه پيغمبرخدا از دنيا رفته است . مورد ديگر اين كه عمر گفت : نبايد زنى مهريه اش از مهريه زنان پيغمبر زيادتر باشد ، زنى در جواب عمر اين آيه را تلاوت كرد : ( و ءاتيتم احداهنّ قنطاراً فلاتأخذوا منه شيئاً أتأخذونه بهتاناً و اثماً مبيناً ) ( 2 ) اگر برفرض يك پوست گاو - يعنى مال بسيار - هم به زن خود مهريه داديد هيچ چيز از آن را حق نداريد بگيريد ، آيا با بهتان و گناهى آشكار مهر او را مى گيريد ؟ وقتى كه زن اين آيه را خواند عمر گفت : « كلّ النّاس أفقه من عمر حتى ربّات الحجال » ( 1 ) تمام مردم از عمر فقيه تر و داناتر هستند حتى آن زنهاى نوعروسى كه در حجله ها هستند . عمر صداى زن و مردى را از خانه اى شنيد ، شك كرد نكند اينها مى خواهند خلافى انجام دهند ، از ديوار بالا رفت ، ديد مرد و زن با هم مشغول عشق بازى هستند و يك خيك شراب هم دارند ، عمر گفت : « يا عدوّ اللّه أكنت ترى أن اللّه
--> 1 - سوره آل عمران ، آيه 144 2 - سوره نساء ، آيه 20